ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
58
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
فولوبس داشت . به اين سه نفر طب را آموخت و احساس كرد كه اين صنعت از خانوادهء اسقلبيوس خارج مىگردد ، لذا عهدنامهاى تنظيم كرد كه متعلمين طب در آن ملتزم مىشدند كه هميشه پاكيزگى و فضيلت را در خود نگاهدارند . سپس قانونى نوشت كه در آن شرايط لازم براى كسانى كه قصد آموختن علم طب را دارند ، معلوم ساخت . آنگاه سفارشنامهاى نوشت و آنچه را كه طبيب به آنها احتياج دارد و بايد داراى آن صفات و خصوصيات باشد در آن يادداشت كرد . قسمنامه و عهدنامه ( سوگندنامهء ) ابقراط بشرح ذيل است : قسمنامهء ابقراط ابقراط گفت : « بپروردگار زندگى و مرگ ، به بخشايندهء سلامتى و به خالق شفاء و هر نوع علاج قسم ياد مىكنم . قسم باسقلبيوس قسم باولياء خدا اعم از مردان و زنان همه را شاهد مىيگيرم كه بقسمهاى خود وفا دارم و به قسم و عهد خود عمل مىنمايم كه معلم خود را بجاى پدران خود بدانم و در امور معاش خود او را شركت دهم . و اگر محتاج بمال شد ، با او مواسات كنم و از مال خود به او برسانم . معتقدم فرزندان آنها مساوى با برادران و خواهرانم بوده و به آنها صنعت طب را بياموزم . اگر احتياج بآموختن داشتند بدون اجر و بدون شرط به آنها بيآموزم . اولاد خود و اولاد معلمان خود و شاگردانى كه اين شرط و عهدنامه را امضاء كرده يا بناموس طبى كه در عهدنامه هست قسم خوردهاند ، همه را شريك مىسازم و در علوم و صنعت اولاد من و آنها را باهم شركت مىدهم ، ولى نسبت به غير آنها چنين كارى نخواهم كرد . در تمام تدابير خود به قدر قوهام منفعت بيماران را در نظر خواهم داشت و چيزهائى كه براى بيماران ضرر دارد و وسيلهء جور و زحمت بر آنهاست و آنها را بناراحتى كشاند ، به آنها ندهم ( البته مطابق عقيدهء خودم ) . اگر از من داروى كشنده بخواهند به آنها ندهم . از مشورت هم در اينباره به آنها كومك نمىكنم . تعهد مىكنم كه بزنان فرزجه ( شياف جلو ) ندهم كه با آن سقط جنين نمايند . هميشه بر خود واجب مىدانم كه در معالجات خود در صنعت خويش پاك و با طهارت باشم . تعهد مىكنم مثانهء كسى را كه سنگ در آنست نشكافم و آن را به متخصص